..به تمام ِزنانِ غیرتمندِ ایرانی..

 

 

دستانم بر مرغزارِ سینه ات

کوهپایه های زاگرس را در تو پایین می آیم

کنار چادرِ عشایر

زانو می زند شقایقِ وحشی

چه فروتنانه دامن پر چینش را

می گسترد بر دشت

زنِ قشقایی 

 

و گله ی نگاهت 

آرام

در چراگاه چشمان من است

اما آغوشم  

تنوری می افروزد

تا شب ها بوی آتش و نان از دو گیسوی بافته بر خیزد

"ای کاش کودکی بودم

در دامانِ یک زن قشقایی"

 

در تو راه می روم

در تو پایین می آیم

آنجا  که عطر دوغ در رشته های نازک اعصابم

سراسر ، احساسِ سرمستی ست

با هرتکان که مشک به من می دهد

چون لذتی خنک که منتشر شده در ریشه های تن

 

" ای کاش آواز روشنی بودم

بر لبانِ یک زن قشقایی "

یا سینه ریز مبهمی

بر گردنِ تازه عروس ایل

که رشته رشته اش از دانه های کوهی بود

و سرنوشت غریبم را

به شانه های گرم تو پیوند داده بود...

 

" ای کاش آتشی بودم

در قلبِ یک شقایق وحشی "

بیهوده پایبندِ شهرِ شلوغم من

و شعله های غرورم را

با لاله های پارکِ ملت میعادی ست..

 

/ 213 نظر / 27 بازدید
نمایش نظرات قبلی
غلامرضا شرفی زاده

سلام کار فوق العاده تون رو برای چندمین بار خوندم و لذت بردم امیدوارم باز هم با این حس های قشنگ و تامل برانگیز درگیر باشین !! شاد باشین یاحق

باشگاه پرواز

سلام وبلاگ زیبایی داری خوشحال میشم به ما هم سر بزنی[گل]

ساخت سایت ترول

این اسکریپت منحصر به فرد و مدرن برای ایجاد وب سایت اجتماعی با موضوع ترول ایجاد شده است. کاربران می توانند در وب سایت شما عضو شده و سپس به ایجاد ترول های دلخواهشان بپردازند و آنها را با دیگر اعضا و بازدید کنندگان سایت به اشتراک بگذارند.

رضا حموله

ممنون که به وبلاگم سر زدین. لطف دارین شما. قبلا هم کاراتون رو خونده بودم، سروده های زیبایی دارین. موفق باشین

علی جبرائیلی

سلام دوست عزیز .بعد از مدت ها به روزم شماهم دعوتید[گل][گل]

سید علیرضا رئیسی گرگانی

درود با احترام شما را دعوت میکنم منتظر حضور گرم و نظر ارزشمند شما هستم ارادتمند شما رئیسی گرگانی

...

آفرین مرسده جان از خوندن این شعر واقعن لذت بردم [ماچ]

حسین

وبلاگ خوبی داری خوشحال میشم به وبلاگ ما هم سربزنی