برای انسانِ خاکی

 

می توان از یک خانه شروع کرد 

از خانه ی سیاه یک جدول

وتنهایی را هل داد به سمت خانه ی سیاه دیگری

 مثل این حروف گسسته

م..

ر...

د....

نگاه کن

چگونه

با اندام های شوخش

عمودی پرمی کند

خانه های خالی یک زن را

یا در تدارکِ دوشیزه ی عزیز

که افکارش

 همیشه ..به سمت افق میل می کند...

 

می توان مدتها در یک خانه توقف کرد

دریک خانه

.

.

تفکر کرد

در خانه ی سیاه یک جدول

 اما

خانه ای که کلید تمامی درهایش بوسه است

در جدولی مشترک حل می شود

زیر یک شیروانی

در ظهرخانه ای در نواب

یا درآلاچیقی خنک

یک شب در سیاهکل . .

*

دو کلمه

آوازهایشان را

عمودی و افقی می خوانند

دو کبوتر

به موازات هم پرواز می کنند....

/ 66 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ساحل مرجاني

سلام گرامي ... مي خواهيد باور كنيد ...مي خواهيد باور نكنيد ... والله ... امروز سخت به فكر عاليجناب بوديم ... با خود مي گفتيم ... دوبار سريع رفتيم ونظري كوتاه نوشتيم ... و گفتيم بر مي گرديم ... اما برنگشتيم ... حتما ايشان با خود خواهند گفت : اين انسان هم بي معرفت بود ... بعد خودمان ... جواب خودمان را مي داديم : والله بي معرفت نيستيم ... نرسيديم ... ساحل مرجاني كمي شلوغ بود ... ما هم اسلومونشن ... با خيالات مختلف ... نتوانستيم بياييم ... امروز را اما حتما براي چهارمين بار خواهيم آمد ... براي ديدن اين آس جديد ... كه روي ميز نت كوبيده ايد ...

ساحل مرجاني

كلمات اين شعر با شعر پارك ملت ... متفاوت هستند ... اما روحي مشترك در هر دو جريان دارد ... عناصري از شهر با عناصري از طبيعت.. زاگرس و پارك ملت ... ودر اينجا ... اتوبان نواب و جنگل سياهكل ... و يك ويژگي ديگر ...كه ناگفته مي ماند ...

مهری ولیان

درود مرسده جانم ...تاخیرم ببخش .... از خواندن شعرهایت لذت می برم و به کارگیری شعورت را در تمام اشیای پیرامونت که تو را کشف می کند دوست دارم ...... سپاس شاعر نازنینم ...[گل]

مسعود والیزاده

سلام وممنونم از آمدنتان . اما یک گلایه که کمی هم گفتنش سخت است اما الن متوجه شدم که نام مرا از لیست دوستانتان حذف کرده اید .[گل]

عارفه

یا ضــــامن آهــــو دلم آرامشِ وارونه میخواهد یعنی: ضــــریح “ش م ا ر ا ”