آفتاب برگردان

 

پاییز خشکش  زد 

در دستان من لرزید و

آهسته افتاد

.

.

شکوفه هایت 

بر لب هایم نشسته بود !!

دانلود فیلم با لینک مستقیم

 

آفتاب را به پنجره بر می گرداند

چشم های تو

و من از تصور این همه ستاره

که پشت پلکهای تو می ریزد

بر می خیزم

.

.

حالا یک مزرعه آفتابگردان می ماند

که سرگیجه گرفته

و تو

که هم درزمین هم درآسمان راه می روی...

 

/ 33 نظر / 39 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نسیم موسوی

سلام مرسده جان خواندنی بود خانوم[گل] با افتخار لینک شدید.

ملکشاهی

سلام با آرزوی قبولی طاعات وعبادات بروزم با احترام دعوتید

شكوفه رضايي

حالا یک مزرعه آفتابگردان می ماند که سرگیجه گرفته و تو که هم درزمین هم درآسمان راه می روی... درود[گل] شاعر بمانيد.

بامداد امید

می گویند اگر آفتاب گردان نبود آفتاب در شب می ماند تا ابد

آرزو نوری

و من از تصور این همه ستاره که پشت پلکهای تو می ریزد بر می خیزم

مرتضي

شعرتون و براي همسرم خوندم خوشش اومد خودم هم خيلي دوست داشتم عالي بود

sh

درود... بسیار زیبا... +عکس را بسیار دوست داشتم...