هر صبح جای خالی ات را روی شانه هایم آب و جارو می کنم

و به لهجه ی قناری های حنجره ات

آواز می خوانم

چهارمضرابت را روی موهای من کوک می کنی

ردیف مژگانم سنتور ساده ایست

که با نم اشک های تو

پرسوزتر می نوازد

پیش ازین که انار قلبت را برایم دانه دانه کنی

درسینه ام دف می زدی

و دختران کوهستان کل می کشیدند

من درمیان دود اسفند وعود

عروس قله های برفی شدم

تا نوازش تو

بر پیانوی انگشت های من

هجای دوستت دارم را

تا ابد

از لبهای من تا لب های دریا جاری کند.... لینک

چو تو آمدی مرا بس که حدیث خویش گفتم

چو تو ایستاده باشی ادب آن که من بیفتم

تو اگر چنین لطیف از در بوستان درآیی

گل سرخ شرم دارد که چرا همی‌شکفتم

چو به منتها رسد گل برود قرار بلبل

همه خلق را خبر شد غم دل که می‌نهفتم

دو سه بامداد دیگر که نسیم گل برآید

بتر از هزاردستان بکشد فراق جفتم

نشنیده‌ای که فرهاد چگونه سنگ سفتی

نه چو سنگ آستانت که به آب دیده سفتم

نه عجب شب درازم که دو دیده باز باشد

به خیالت ای ستمگر عجبست اگر بخفتم

 ز هزار خون سعدی بحلند بندگانت

    تو بگوی تا بریزند و بگو که من نگفتم     

 

" استاد سخن سعدی" 

/ 70 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی نخعی

[تعجب]!!!!!!!!!!!!!!!

افلاطون

سلام پس از مدتها با دو "سه گانی" جدید بروزم منتظر نقد و نظر شما بزرگوار می مانم[لبخند]

رهی کاوه

درود بر شما خانم مرتضوی سپاس از مهربانی تان و سپاس از بیت زیبایتان دست مریزاد[گل]

فرهود

مرسده عزیز هردو شعر شما بسیار زیبا بود البته کار اول را بیشتر دوست داشتم [گل]

هدي ميرزايي

درود به تو عزيز

هدي ميرزايي

درود به تو عزيز

بامداد

دوست من بسیار زیباست وبتون خوشحال میشم با تبادل لینک موافق باشید و به خانه ی حقیر سر بزنید سپاس

نوروز

موفقیت ، امری اجتماعی بوده و شکست ، یک تشییع جنازه ی خصوصی می باشد. ( روزالیندراسل ) تولدی دوباره؟؟ بله تموم اندیشه های من و تجربه شماهاست..... دلگرم بکنید با حضور مرسی

راضیه صابریان

با سلام اشعار زیبایی بود با این که سپید گو نیستم اما لذت بردم به وبلاگم دعوتید به غزل

پوریا محبی

درود . با شعر شماره ی 55 بروزم و منتظرحضورتان .