بیداری مرا با خود به خواب کن

در شیشه های غم پنهان شراب کن

 

در کوچه ام برقص در یک شب طویل

خورشید را بکش مه را مجاب  کن

 

یک بوسه ام ببخش از پشت پنجره

زلف مرا بگیر پر پیچ و تاب کن

 

از لمس تب بنوش عریانی مرا

شیر و عسل بخواه من را خراب کن

 

هم خون آفتاب همتای سایه ام

بنشین کنار من لختی ثواب کن

.

 

سردمه

.

سردمه انگار

.

بریز اشکاتو

.

تو حلقم

.

بزار

آروم بشه

.

هق هق

.

بزا

.

درمون بشه

دردم

.

که عاشقانه بگو شعر و شور عاشقانه بگو

بر این هوای نفس کُش بشورعاشقانه بگو

 

به مرده های ورم کرده در گلوی قبور

به رغم بوسه ی کافور عاشقانه بگو

 

سُموم سربی و گرد وغبار در رقصند

بمان در اوج توهم ز دور عاشقانه بگو

 

بگو که رنگ عدالت گرفته آسمان آبیست!

شکسته بغض چکاوک صبور عاشقانه بگو

 

دو چشم خیس مرا روی میز گریه نکن

به بوی پیرهنم فکر.......عاشقانه بگو

 

 

 

+ تاريخ ساعت نويسنده مرسده مرتضوی نظرات ()

مشاهده یادداشت خصوصی

+ تاريخ ساعت نويسنده مرسده مرتضوی نظرات ()

مشاهده یادداشت خصوصی

+ تاريخ ساعت نويسنده مرسده مرتضوی نظرات ()

مشاهده یادداشت خصوصی

+ تاريخ ساعت نويسنده مرسده مرتضوی نظرات ()

مشاهده یادداشت خصوصی


ادامه مطلب
+ تاريخ ساعت نويسنده مرسده مرتضوی نظرات ()

مشاهده یادداشت خصوصی

+ تاريخ ساعت نويسنده مرسده مرتضوی نظرات ()

مشاهده یادداشت خصوصی

+ تاريخ ساعت نويسنده مرسده مرتضوی نظرات ()

مشاهده یادداشت خصوصی

+ تاريخ ساعت نويسنده مرسده مرتضوی نظرات ()